خانه » آرشیو برچسب: رمان عاشقانه

بایگانی برچسب ها: رمان عاشقانه

دانلود رمان همچو مهتاب

دانلود رمان همچو مهتاب


دانلود رمان همچو مهتاب

در این مطلب از وبسایت رمان ایکس قصد داریم یک رمان خواندنی و بسیار زیبا به نام “دانلود رمان همچو مهتاب” را به شما همراهان عزیز معرفی کنیم. پیشنهاد می کنیم این رمان عاشقانهاربابی را حتما بخوانید و از مطالعه آن لذت ببرید! همراه رمان ایکس باشید.

دانلود رمان همچو مهتاب

خلاصه ای از رمان »

مهتاب دختر نابغه ای که دزدیده میشه و سال ها مورد شکنجه و آزار جنسی قرار می گیره و وقتی در آستانه مرگه با سیاوش روبه‌رو می‌شه سیاوشی که پزشک هوسبازیه و بخاطر رسوایی که به بار آورده از طرف خانوادش تحت فشار قرار گرفته تا تن به ازدواج اجباری بده تا سر و صدا ها بخوابه ولی سیاوش برای سرپوش گذاشتن روی شایعات دست به کار دیگه ای میزنه که براش عشق پر ماجرایی رو رقم میزنه…

ادامه مطلب

دانلود رمان غرقاب

دانلود رمان غرقاب


دانلود رمان غرقاب

این رمان از وبسایت رمان ایکس رمانی خواندنی و عاشقانه به نام “دانلود رمان غرقاب” نام دارد که به دست خانم زهرا ارجمند نوشته شده است. پیشنهاد می کنیم این رمان عاشقانه را حتما بخوانید و لذت ببرید! همراه رمان ایکس باشید.

دانلود رمان غرقاب

قسمتی از رمان »

بالاخره اسمش را صدا زدند…

صدای کرکننده ی دست ها بالا رفت، صدایی که تلفیقش با بوی عطر و رنگ ها، اصالت عجیبی به سالن بخشیده بود.

بلند شد، قلبم خودش را پشتم پنهان کرد. انگار از دیدنش واهمه داشت. به جایش من خوب نگاهش کردم. خوب دیدم که چطور چرخید، قبل از بالا رفتن از سن، دست روی لبه ی کت مشکی ماتش قرار داد، موقرانه خم شد، صدای تشویق هارا بیش تر کرد و بعد پا روی پله گذاشت….

ادامه مطلب

دانلود رمان تبار زرین

دانلود رمان تبار زرین


دانلود رمان تبار زرین

در این قسمت از وبسایت رمان ایکس می خواهیم رمانی خواندنی و جذاب به نام “دانلود رمان تبار زرین” به شما علاقه مندان عزیز معرفی کنیم. این رمان عاشقانه جزو رمان های محبوب کاربران است و پیشنهاد می کنیم آن را حتما بخوانید و لذت ببرید! همراه رمان ایکس باشید.

دانلود رمان تبار زرین

قسمتی از رمان »

داشتم می‌دویدم.

با آن‌ صندل‌های کوچک زپرتیِ احمقانه داشتم می‌دویدم.

از ترس جانم می‌دویدم.

آن مرد سوار اسبش بود و من می‌توانستم صدای کوبش سم‌های آن هیولا را درست در پشت سرم بشنوم که با صدای نفس‌نفس‌زدن‌های وحشت‌زده‌ام درآمیخته بود و داشت نزدیک‌تر هم می‌شد…

ادامه مطلب

کلیه حقوق برای این سایت محفوظ است. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم

Xبستن تبلیغات
کانال تلگرامی رمان پلاس