خانه » رمان

اطلاعیه سایت

رمان ایکس تابع قوانین جمهوری اسـلامی ایران فعـالیت دارد .مطـالب در صورت درخـواست کارگــروه مصـادیق مجـرمانه رایانه ای از وب حـذف خواهـند شد

رمان

دانلود رمان دونه الماس

دانلود رمان دونه الماس


دانلود رمان دونه الماس

در این وقت روز از وبسایت رمان ایکس در خدمت شما همراهان گرامی هستیم با رمان عاشقانه با نام “دانلود رمان دونه الماس “امیدوارم مورد پسند شما عزیزان باشد.

دانلود رمان دونه الماس

قسمتی از رمان:

دستی به سر و رویم کشیدم و پله ها را آرام بالا رفتم. بی توجه به غر و لند های مامان که مدام به من گوشزد می کرد که کلفت خانه ی عمو نشوم به سمت خانه اشان حرکت کردم و دم آخر فقط به هشدارم مامان که گفت :
– نری کف دست امیرعلی بنویسی که چی شده ها … این سری دمش رو قیچی می کنم!
چشمی گفتم و در را بستم و راهی شدم . خانه ی ما و خانه ی عمو یک آپارتمان 5 واحدی بود که بابا و عمو شراکتی ساخته بودند و هر کدام در یک طبقه ساکن بودیم. ما طبقه چهارم بودیم و عمو طبقه 5، الباقی طبقات را اجاره داده بودیم تا به وقتش که احسان و امیر آستین بالا زدند و هر کدامشان در یکی از آنها مستقر شوند و عرشیا هم که هنوز الفبا را یاد می گرفت.

ادامه مطلب

دانلود رمان شروق

دانلود رمان شروق


دانلود رمان شروق

در این قسمت از سایت رمان ایکس با رمان عاشقانه دیگری با نام ” دانلود رمان شروق ” در خدمت شما هستیم. امیدواریم این رمان مورد پسند همراهان عزیز قرار بگیرد.

دانلود رمان شروق

قسمتی از رمان »

دستم که به سمت زنگ می رفت رو پس کشیدم، نمی دونستم تا چقدر روی این تصمیم مصمم هستم، به خودم نگاه کردم. چقدر این کار می تونه دلمو خنک کنه؟نفسی کشیدم و یاد حرفش افتادم، اون لحظه ی ستم آلود که با پوزخند گفت:
-شروق،تو هیچی نیستی انقدر خودتو بالا نگیر، کی تورو آدم حساب می کنه؟ تو انقدر ریزی که سخت به چشمِ عموم میای.
اون لحظه از درون فرو پاشیدم اما با ته مونده ی صلابت اکتسابیم که اون همه اشو ازم گرفته بود گفتم:
-باهات کاری می کنم که سرتو هرجا بگردونی منو ببین، از من بشنوی،مغزتو جوری مختل میکنم که به کار امروزت لعنت بفرستی، اون وقت می بینی من با ریز بودنم می تونم بدرخشم، درست مثل یه الماس که ریزه اما درخش و ارزشش اونو قیمتی کرده.

ادامه مطلب

دانلود رمان انقضای عشق تو

دانلود رمان انقضای عشق تو


دانلود رمان انقضای عشق تو

در خدمت شما هستیم با رمان عاشقانه دیگری با نام ” دانلود رمان انقضای عشق تو ” امیدواریم مورد پسند قرار گیرد همراه رمان ایکس باشید

دانلود رمان انقضای عشق تو

قسمتی از رمان »

تن عرق کرده‌ و برهنه‌م رو نفس زنون از روی تن زنونش کنار کشیدم و بغلش روی تخت ولو شدم. لذت برده بودم؟ آره! اما حالا چه حسی داشتم؟ هیچی جز احساس خستگی! دلم یک دوش آب گرم می خواست و رفتنِ دختر برهنه ای که کنارم دراز کشیده بود.
همیشه همین بود! اولش احساسِ تنوع طلبی بهم غالب می شد و با یک دخترِ جدید به این اتاق کشیده می شدم تا هوسم رو سیراب کنم، اما آخرش از خودم به خاطر خوابیدن با دخترای هرزه ای که فکر می کنن با یه شب حال دادن می‌تونن مخمو بزنن

ادامه مطلب

کلیه حقوق برای این سایت محفوظ است. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم